قانون زندگی قانون باورهاست.
واندیشه ها از باور ها دستورمیگیرند
کافیست باور کنید
من غریبه ی دیروز آشنای امروز و فراموش شده ی فردا...............
پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی...........
توی قایق آبی فقط عکس رو با متن ها ست میکنم.
اما
ذهن تلخ ،افکار تلخ ذهن خودمه.
ادامه...
همیشه نمی شود
زد به بی خیالی و گفت:
تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...
یک وقت هایی
شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای...
کم می اوری
دل وامانده ات
یک نفر را می خواهد!
آرزویم این است نتراود اشک درچشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند ازعمق نگاهت هرگز وبه اندازه هرروز تو عاشق باشی عاشق آنکه تورا میخواهد وبه لبخند تواز خویش رها میگردد وتورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد
آرزویم این است نتراود اشک درچشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند ازعمق نگاهت هرگز وبه اندازه هرروز تو عاشق باشی عاشق آنکه تورا میخواهد وبه لبخند تواز خویش رها میگردد وتورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد
:( من خیلی کم اوردم نیلوفر
منم :(
راستی قالبت خیلی قشنگــــــــــــــــــه
خیلی دوسش دارم :*
عااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم نوشزاد جونم
سلام.
بگردی پیدا میشه.
اما از نظر من تنهایی از همه چیز بهتره
خوب باشی
من بیشتر عاشقتممممممممم
و باز هم راستی یه چیزه دیگه :دی
توی فیسبوک سرچم کن nooshzad khaneghahi
:*:*:*:* 3>
باغ من ...
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست ؛
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران ؛ سرودش باد
جامـه اش شولای عریـانی ست
ور جز اینش جامه ای باید؛
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
گو بروید یا نروید ؛ هر چه در هر جا که خواهد یا نمیخواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان ؛
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گویدکه زیبا نیست ؟!
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پاییز
مهدی اخوان ثالث
سلام وبتون زیباست به وب من هم سر بزنید
ممنون
صورتی